مردی که می خندد
حدیث از مطرب و  می گو و راز دهر کمتر جو       که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
آبان 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 22 شهریور ماه سال 1387
هری پاتر

 

این روزها مدام حس نوستالژیکی به دلم چنگ می­زند و کتاب تازۀ هری پاتر را طلب می­کند که انتظار بیهوده­ای است. شهریور هفت سال گذشته را با لذت خواندن کتاب جدید هری پاتر سر می­کردیم. بله من هم یک هری پاتریست هستم و از هیکل گنده­ام هم خجالت نمی­کشم. واقعا به قدرت و توان بالای خانم رولینگ ایمان دارم و کتابهای هری پاتر همواره جزء محبوبانم هستند. تابستانهای گذشته وقتی همپای میلیونها نوجوان در سراسر جهان از کالبد زندگی روزمره خارج می­شدیم، قدم به دنیای هوس برانگیز جادویی غریبی می­گذاشتیم که لااقل مطمئنم از این خراب­شده­ای که ما در آن زندگی می­کنیم خیلی زیباتر بود. منتظر کتاب تازه­ای از رولینگ هستم. هرچه می­خواهد باشد. کتابهایش را به تمام دوستانی که نخوانده­اند توصیه می­کنم....


دوشنبه 11 شهریور ماه سال 1387
رقصنده در تاریکی

پیش نوشت: در حیطۀ سینما کودن­تر از آن هستم که نقدی بر یک فیلم بنویسم. این نوشته در واقع اظهار ارادتی سودایی به آقای لارس فون تریر کارگردان فیلم رقصنده در تاریکی ساختۀ سال 2000 است.

در دنیایی که عشق تنها سوءتفاهم یک انسان در تفاوت قائل شدن میان انسانی معمولی با انسانهای معمولی دیگر تلقی می­شود، در جایی که روانشناسی بسیاری از عاشقان داستانهای عاشقانه را بیمارانی روانی برمی­شمارد، رقصنده در تاریکی روایت لطیف، جسور و شاعرانه­ای از عشق و تنها عشق است.

بازیگر نقش اول این فیلم، سلما با بازی بیورک مادری است که با تخیلی قوی قادر به ساختنی بهشتی پر از موسیقی و آواز و رنگ در جهنمی است که فضای زندگی اوست. سلما زنی با بینایی بسیار ضعیف است و تمام تلاش­هایش اندوختن پولی برای جراحی چشمان پسرش جین است، چرا که او به بیماری موروثی او و پدرش گرفتار است و عمل جراحی او را نجات می­دهد.

فون تریر با زیرکی از لغزش داستان فیلم به یک ماجرای نخ­نما، یعنی به چالش کشیدن دستگاه نا­کارآمد قضایی آمریکا می­گریزد. دادگاه برای کامل کردن فیلم است و نقش محوری ندارد. برای من جالب است که شریرترین انسان این فیلم یعنی صاحبخانۀ سلما از شدت استیصالی که مولود عشق افراطی او به همسرش است دست به دزدیدن پولهای سلما می­زند  و عامل سقوط او در سراشیب مرگ و طناب دار می­شود.

فیلم لذت مکاشفۀ شیرینی را به دست می­دهد وقتی کاترین دونوو نقش دوستی با دلسوزی مادرانه را برای سلما ایفا می­کند. اوست که یاور سلما تا انتهای فیلم است و صحنه­ای که او به یاری سلمای مستأصل در اولین نوبت کار شیفت شب می­شتابد به رغم تکراری بودن بسیار شیرین می­نماید.

وقتی سلما تدریجا کور می­شود روی به سوی جف می­آورد، مردی که از ابتدای فیلم هرلحظه بیرون کارخانه منتظر سلماست و سلما پیشنهاد دوستی او را نمی­پذیرد. اگرچه سلما با شدت گرفتن ضعف بینایی به جف نزدیک می­شود اما این ابدا زیرکانه به نظر نمی­رسد و در اوج تنهایی و نیاز و معصومیت صورت می­گیرد.

اینکه بیورک خود خواندن ترانه­های فیلم را بر عهده داشته و توانایی آن صدای خس­دار بغض آلود بر آفرینش چنین شاهکاری از نقاط پررنگ فیلم است.

این فیلم با همۀ موزیکال­هایی که دیده­ام متفاوت بود و ترکیب اعجاب­آور موسیقی با دوربینی سبکبال وچیره­دست را با ذوقی دلنشین ارائه می­داد. فیلمبرداری صحنه­ای که سلما وجف روی پل هستند وآواز می­خوانند و برش زیبایی که به موازات رد شدن قطار صورت می­گیرد آنقدر ظریف وزیباست که حتی بینندۀ ساده­ای چون من را به شگفتی وادار می­کند.

بیورک آنقدر زیبا و حسرت برانگیز بازی می­کند ومی­خواند که حتی تماشای تریلر فیلم بارها گونه­هایم را خیس کرد. حماسۀ عشق انسانی بزرگی که پر از لحظات پرشور عاطفی است، عشق جف به سلما، سلما به فرزند، زن زندانبان و ... آنقدر شیرین است که قابل وصف نیست.خوشبختانه فیلم را در شبی که تنها بودم دیدم و سیر گریستم.  این اولین باریست که در مورد یک فیلم می­نویسم و امیدوارم خیلی مزخرف از آب درنیامده باشد.


پنجشنبه 7 شهریور ماه سال 1387
بی عنوان

نفس

تجاوز هستی است بر واژن خشک نای

در انعکاس مهیب آوای قیژقیژ نایژه

و انزال بذر امید

بر شوره­زار زهدان یائسه­ای مأیوس

در ظهر تابستانی خشک

در جماع ارواح سیاه­پوش پیر

در میان هلهلۀ اسکلت­ها

در چکاچک موسیقی دندان­ها

عروسی مردگان

انگار

قافله­سالار کاروان نیستی­ام

در کابوس شبانۀ آشنا

در بیداری مرگ­آلود هرروزه

در تکرار مکرر تکراری­ها

دورم از این نزدیکی­ها

انگار

لاشه­ای هستم که بی خویش می­رود

غریبه­ای در آینه ریشخندم می­کند

با آژنگ تازه­ای که پای دیده می­رقصد

من پیر شده­ام؟!

خسته­ام...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 21898


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها